پست ترین...
و آن چیز که شنیده ام و کاش روزی برسد که آن را باور کنم این است که دنیا پایین ترین مراتب خلقت است... ودار ابتلا... و دارالغرور و...
وهمین جا که پست ترین است در مراتب خلقت مهمترین برهه در خلقت است...
۲) دیروز تولدم بود... یعنی ۱۲ اسفند ۶۳ روح و جسم من از جایی که دقیقا نمی دانم کجاست به این جا آمده است برای مدتی که نمی دانم چقدر است...
تا توشه جمع کنم برای سفری که دقیقا نمی دانم چه ها اتفاق می افتد در این سفر...
و میدانم این یکی را که در این تولد انتخابی نداشته ام...
۳) حضرت دوست در کتابش آورده است که مرگ نزدیک است...
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا...
میدانم که مرگ اتفاق می افتد به زودی...
ومی دانم که ترس از مرگ مستقلا مفهوم ندارد...
۴) مرگ دیدار با کریم است دیدار با دوست...
خدا کند که در آن لحظه شرمنده اش نباشیم که چرا به یادش نبودیم در دوران غربت...
۵) همیشه و هر سال ۱۲ اسفند این ها در مخم وول می خورد...
۶) گفتند سایت تعطیل است وگرنه باز مینوشتم...
