تبليغاتX
درد , را از هر طرف که بخوانی ,درد است

درد , را از هر طرف که بخوانی ,درد است

وبلاگ دانشجویی

سلام . از بچه گیش دوستش داشتم.

همیشه ته معرفت بود

الان N روزه که سراغش رو نگرفتم...

این پیام رو واسم خصوصی گذاشته بود:

"سلام آقای با مزه کجاییی پسر
زنگ می زنم ور نمی داری
سراغ ازت می گیرم کسی ازت خبر نداره
بابا تو چرا دیگه
اوضات خوبه
خانوم بچه ها خوبند
الان کجایی بندر ----شیراز ------تهران
بابا ما شب هایی رو با هم صبح کردیم این بی خبری ها پس چی یه دیگه
از دلم هم نمی گم که کسی هم ازش خبری نمی گیره
اتفاقی اومدم اینجا دیدم به روز شدی گفتم شاید این جوری پیدات کنم
هر چند تو پیداییی ومن گم شدم
چون یه نفر تو رو پیدا کرده و من تا آخر تاریخ باید گم باشم
بیخیال میکنم از طریق همین ورق پاره الکترونیکی"

وهمین طور این یکی رو:

"سلام
وقتی می یام و می بینم یه مطلب جدید گذاشتی احساس می کنم حالت بهتره یا مشکلات حل شده
امید وارم همیشه خوب باشی"

واین یکی:

"سلام امیر
حالت خوبه اوضا خوب شد
دنیا باهات آشتی کرد
خانم بچه ها حالشون خوبه
سلام برسون
موفق باشی"

ممنون داش مجید!

این یکی رو هم توی وبلاگ یه دوست دیگه زده بودن:

"شاید از خیلی اتفاقات انقدر تعجب نکنم که از این عبارت متعجب شدم.
نویسنده: امیر
سلام به روزم..."

از شما هم ممنون سید مهدی!!

یه نفر دیگه هم هست که نمی تونم پیام هاش رو بذارم!

اما خودش می دونه که....!چقدر دوستش دارم!

.اگر نوشته هاش رو بذارم می ترسم که چشم های زیادی بترکن! از حسودی!!

.و زندگی زوج های جوون از هم بپاشه!

.دوستت دارم!

.

.

.

.

.

ببخشید دنبال چیز خاصی هستید؟!

راستی از خانم نسونو تشکر ویژه! همیشه به یادتون هستیم من و مهربان همسر!

همچنین از مسیر و مسافر و هدیه زندگی هم تشکر!

خدا به حق ۵ تن نسل با معرفتا رو از رو زمین بر نداره!!

یا علی مدد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 11:1  توسط امیر ثابتی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:54  توسط امیر ثابتی  | 

۱- بعضی وقت ها می خواهی حرف بزنی...

اما می فهمی که سوء تفاهم....

۳- یکی از دوستان- که تازه فهمیدم  اولاد فاطمه است- مطلبی گذاشته بود توی وبلاگش ، در مورد آقای خامنه ای. که چرا حضرتش در مواقع حساس سکوت می کنند و قس علی هذا...

فکر می کنم اگر سخنان حضرت آقا را اگر دنبال کنیم کمتر این سوال پیش بیاید...

اما کم نیست سکوت در میان مواضع ایشان...

۲- یکبار یکی گیر داده بود که ۴ تا کلام می نویسی و ۷۰ تا نقطه می گذاری...!

در کلامش وجهی از استهزا دیدم ...

خندیدم و رد شدم...

کلام  سوء تفاهم می آورد....

ولی سکوت را اهلش می فهمند...

یا علی مدد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 15:6  توسط امیر ثابتی  | 

۱- از همه دوستانی که توی خونه تکونی دلشون ما رو قاطی بقیه زباله ها بیرون نریختن ممنون! دمتون گرم!

۲-  از همه دوستانی که توی خونه تکونی دلشون ما رو قاطی بقیه زباله ها (حتی از آدرس وبلاگشون هم) بیرون ریختن هم ممنون! دم شما هم گرم!

۳- الآن خیلی بحث خواص و عوام مد شده...

مثل همه وقتایی که نمی فهمم چی به چیه، و مثل همه وقتایی که فکر میکنم که فهمیدم چی به چیه، نگاه من به سر انگشت آقاست...

چه ادعای بزرگی!!!

تابلو چاخان کردم!

درست ترش اینه که دوست دارم نگاهم به سر انگشت...

یعقوب که می رفت به ما پیرهنی داد

او گفت که تو ، یوسف کنعانی مایی...

۴- داشتم جلد۱ داستان راستان شهید مطهری رو می خوندم... یه مقدمه محشر داره که انگار برا هین امروز نوشتنش...

اینم یه تیکه ازش:

(("اين داستانها علاوه بر آنكه عملا می‏تواند راهنمای اخلاقی و اجتماعی‏سودمندی باشد ، معرف روح تعليمات اسلامی نيز هست ، و خواننده از اين‏ رهگذر به حقيقت و روح تعليمات اسلامی آشنا می‏شود و می‏تواند خود را ، يا محيط و جامعه خود را با اين مقياسها اندازه بگيرد و ببيند در جامعه‏ای كه‏ او در آن زندگی می‏كند ، و همه طبقات ، خود را مسلمان می‏دانند ، و احيانا بعضی از آن طبقات سنگ اسلام را نيز به سينه‏ می‏زنند ، چه اندازه از معنی و حقيقت اسلام معمول و مجری است .
اين داستانها هم برای " خواص " قابل استفاده است و هم برای " عوام‏ " ، ولی منظور از اين نگارش تنها استفاده عوام است ، زيرا تنها اين‏ طبقاتند كه ميلی به عدالت و انصاف و خضوعی در برابر حق و حقيقت درآنها موجود است ، و اگر با سخن حقی مواجه شوند حاضرند خود را با آن‏ تطبيق دهند .
صلاح و فساد طبقات اجتماع در يكديگر تأثير دارد ، ممكن نيست كه ديواری‏ بين طبقات كشيده شود و طبقه‏ای از سرايت فساد يا صلاح طبقه ديگر مصون يا بی‏بهره بماند ، ولی معمولا فساد از " خواص " شروع می‏شود و به " عوام‏ " سرايت می‏كند . و صلاح بر عكس از " عوام " و تنبه و بيداری آنها
آغاز می‏شود و اجبارا " خواص " را به صلاح می‏آورد ، يعنی عادش فساد از بالا به پايين می‏ريزد و صلاح از پايين به بالا سرايت می‏كند .
روی همين اصل است كه می‏بينيم اميرالمؤمنين علی - عليه‏السلام - در تعليمات عاليه خود ، بعد از آنكه مردم را به دو طبقه " عامه " و " خاصه " تقسيم می‏كند ، نسبت به صلاح و به راه آمدن خاصه اظهار يأس و نوميدی می‏كند ، و تنها عامه مردم را مورد توجه قرار می‏دهد .
در دستور حكومتی كه به نام مالك اشتر نخعی ، مرقوم داشته می‏نويسد :

  برای والی هيچكس پر خرج‏تر در هنگام سستی ، كم كمك‏تر در هنگام سختی ، متنفرتر از عدالت و انصاف ، پرتوقع‏تر ، ناسپاس‏تر ، عذر ناپذيرتر ، كم طاقت‏تر در شدائد از " خاصه " نيست .
همانا استوانه دين و نقطه مركزی مسلمين و مايه پيروزی بر دشمن " عامه " می‏باشند ، پس توجه تو همواره به اين طبقه معطوف باشد " .
اين فكر غلطی است از يك عده طرفداران اصلاح كه هر وقت در فكر يك كار اصلاحی می‏افتند ، " زعماء " هر صنف را در نظر می‏گيرند ، و آن قله‏های‏ مرتفع در نظرشان مجسم می‏شود و می‏خواهند از آن ارتفاعات منيع شروع كنند .
تجربه نشان داده كه معمولا كارهايی كه از ناحيه آن قله‏های رفيع آغاز شده‏ و در نظرها مفيد می‏نمايد ، بيش از آن مقدار كه حقيقت و اثر اصلاحی داشته‏ باشد ، جنبه تظاهر و تبليغات و جلب نظر عوام دارد . ))

۵- زمانه بر سر جنگ است ، یاعلی مددی

مدد ز غیر تو ننگ است ، یا علی مددی

۶- یا علی مدد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 14:53  توسط امیر ثابتی  | 

میون وبگردی ها به وبلاگ سفیر برخوردم که لینکش کردم...

یه مطلبشو که خوندم، جوری شد که تا ته آرشیوش رو در اوردم...

الان تو بغضم...

که خدا هنوز ولم نکرده...

اینم از عیدی ماه شعبان...

التماس دعا... مهمانی خدا نزدیکه ومن لباس مناسبی ندلرم....

چشم امیدمون به کرم صاحب سفره ست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 7:29  توسط امیر ثابتی  |